ژاپنی ها درحالی شعار «یک آسیای واحد» را برای بیستمین دوره بازی های آسیایی انتخاب کرده اند که شیوه میزبانی و برگزاری شان از رقابت ها در تناقض آشکار با شعار بازی هاست.
به گزارش روابط عمومی کمیته ملی المپیک، کشور ژاپن در توضیح شعار بازیهای آسیایی آیچی- ناگویا گفته است که ورزش قدرت عبور از زبان، فرهنگ و مرزهای ملی و پیوند دادن انسانها را دارد و قرار است ورزشکاران، داوطلبان و تماشاگران با به اشتراک گذاشتن زمان، فضا، تجربه و احساسات، به یکدیگر نزدیک شوند و هرکدام تصویری از «یک آسیای واحد» را تصور کنند. حالا اما سوال این است: این با هم بودن و به اشتراک گذاشتن، قرار است در کدام بستر اتفاق بیفتد؟
بازیهای آسیایی فقط در زمین مسابقه انجام نمیشوند. بخش مهمی از آنچه در یک رویداد ورزشی شکل میگیرد، در فاصله میان مسابقات اتفاق میافتد؛ جایی که ورزشکاران کشورهای مختلف کنار هم زندگی میکنند، سر یک میز غذا مینشینند، در راهرو از کنار هم رد میشوند و کمکم با «دیگری» روبهرو میشوند.
به همین خاطر دهکده ورزشکاران در چنین رویدادهایی فقط یک محل اقامت نبوده و یک فضای اجتماعی و فرهنگی است که میتواند تمام این تجربیات را ممکن سازد.
شاید بخش مهمی از آن چیزی که قرار است «یک آسیای واحد» را قابل تصور کند، رفتن به رستوران دهکده، لبخندها هنگام از کنارهم گذشتن و در کنار یکدیگر زندگی کردن باشد؛ نه فقط لحظهای که پرچمها کنار هم قرار میگیرند.
ژاپن برای بازیهای آسیایی، دهکدهای به معنای سنتی آن نساخته و تمامی ورزشکاران در هتلها، اقامتگاههای موقت و کشتی پراکنده شدهاند؛ بعضی برای رسیدن به محل مسابقه مسیرهای طولانی طی میکنند. مشکلات حملونقل نیز بر سختی این فاصله اضافه می کند. البته گفته میشود دلیل این تصمیم، کنترل هزینهها و جلوگیری از ایجاد زیرساختی است که پس از بازیها ممکن است بلااستفاده بماند؛ تصمیمی که میتوان آن را از منظر هزینه و پایداری توجیه کرد، اما پیامد پنهان آن باعث دور شدن ناگویا، از شعار رسمی بازیهاست. مسئله ای که برای دوره های بعد بازی های آسیایی نیز نگرانی هایی را ایجاد کرده است.
وقتی ورزشکاران در نقاط مختلف شهر پراکندهاند، دیگر آن همجواری گسترده و روزمره وجود ندارد.
وقتی محل اقامت بعضی تیمها تا محل مسابقه دهها کیلومتر فاصله دارد و گزارشهایی از سفرهای طولانی و تأخیر در حملونقل منتشر میشود، زمان بیشتری از ورزشکار صرف رفتوآمد میشود و به قاعدتا فرصت کمتری برای تجربه مشترک باقی میماند.
حتی تفاوت در شرایط اقامت نیز بخشی از این مسئله است، چرا که ورزشکاران برای داشتن تجربه مشترک، حتی شرایط یکسانی نیز نداشتهاند.
همزیستی، همجواری و برخوردهای روزمره بخشی از اجزای ساختن یک تجربه مشترک هستند و حالا که دهکدهای ساخته نشده این تجربه کجا شکل میگیرد؟
قرار بود ورزش، زبان، مرز و فرهنگ را پشت سر بگذارد و آدمها را به یکدیگر نزدیک کند.
اما برای تحقق چنین ایدهای، فقط زمین مسابقه کافی نیست؛ چراکه در آنجا ورزشکاران رقیب یکدیگرند.
اما شاید در دهکده، آنها فرصت مییافتند که خارج از رقابت یکدیگر را ببینند و برای چند روز همسایه باشند.
ژاپن قطعا نمیتواند تاریخ اختلافات آسیایی را پاک کرده و اختلافات سیاسی کشورها را فقط با میزبانی یک رویداد ورزشی حل کند و شعار یک آسیای واحد به معنای یکسان شدن آسیا نیست، اتفاقاً ارزش چنین تصویری در این است که تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی، بدون آنکه حذف شوند، بتوانند در کنار یکدیگر قرار بگیرند و دیده شوند.
ژاپن قرار بود، فضایی بسازد که این تفاوتها در کنار یکدیگر زندگی کنند اما با اتفاق هایی که در جریان است، مانند آنچه برای کره شمالی رقم خورده، به وضوح نشان میدهد که این دوره بازی ها فاصله زیادی با شعار اصلی بازیها و حتی شعار ژاپنی ها برای این رویداد دارد.
این کشور شاید با نساختن دهکده در راستای صرفهجویی اقدام مثبتی انجام داده باشد ، اما شرایط با هم بودن را دشوار کرده است و شاید «با هم بودن» از مقدمات تصور یک آسیای واحد باشد.